![]() |
![]() |
|
| حقیقت دارد عشق پایانی ندارد |
|
دو ماه گذشت ... انگار همین دیروز بود ... دو ماه ِ شیرین و به یاد موندنی گذشت... عزیزم ، دومین ماهگرد با هم بودنمون مبارک خدایا مثل همیشه ازت ممنووووونم « نازی ِ تو » |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
امروز اولین ماهگرد ماست
خدایا برای همه چی شکر « نازی ِ تو »
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
« نازی ِ تو »
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
« نازی ِ تو » |
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 اسفند1386ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
«نازیِ تو » |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
در عجبم از مردمي که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند و بر حسيني مي گريند كه آزادانه
زيست و آزادانه مرد. “دکتر علي شريعتي “ پ.ن: ۹ روزه که مســــــتر رو ندیدم پ.ن۲: ۱۴ روزه دیگه یعنی ۱۴ بهمن ، دوسال از با هم بودنمون میگذره پ.ن۳: خیلی دوسِت دارم نفسم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 دی1386ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
« نازی » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
آبان هم داره تموم میشه چیو به خیر بگذرون با اینکه عصر با هم بودیم ، اما انگار خیلی وقته ندیدمت خیلی زیاد « نازی » |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
چه غریبووونه گذشتند جمعه های سوت و کور....
۲۳ روز گذشت ... نمیدونم کجای راهیم ؟! من که همه چیو سپردم به خودت ... پس خدایا ... ما رو به حالِ خودمون رها نکن پ.ن : چقدر امروز عصر آرامش داشتم ، خدایا برای همه چی ازت ممنووووونم پ.ن۱: دلم برات تنگ شده نفسم « نازی » |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
«منّت خدای را عزّوجل، كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت. هر نفسی كه فرو ميرود ممّد حيات است و چمن بر می آيد مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت مو جود است و هر نعمتی شكری واجب» خدايا به حق اين شبهای عزيز گناههای همه ی مارو ببخش اميدوارم همه به آرزوهای خوبشون برسن ما رو هم دعا كنيد
(نامی) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 مهر1386ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط نامی و نازی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوباره بغض کرده ام، باید وضو بگیرم.....
از بس ،اذان ِچشم های تو را نشنیده ام تمام ِنمازهای نگاهم قضا شده اند...... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته های من دل نوشته های مستر من و دل تنگیهام |
| پیوندها |
|
عشق رویایی ( علی ) راز عشق ( مانی ) عشق ابدی ( ملوسی جون ) |
|
RSS
|